شير على خان لودى

168

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

ديگر شخصى به خواب ديد كه ستورى با او سخن مىگفت ، از ابن سيرين پرسيد ، گفت : به خانهء خود رو ، وصيّت كن كه اجلت نزديك رسيد ، قوله تعالى : [ وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ ] 117 أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ ، آن شخص به خانه رفت ، وصيّت كرد ، پس همان روز وفات يافت . ديگر مردى به خواب ديد كه روغن زيت در بن درخت زيتون مىريخت ، از ابن سيرين پرسيد ، گفت : درياب كه با مادر خود صحبت مىكنى ، آن مرد چون تفحّص نمود ، مادر خود را به كنيزى خود خريده بود و با وى صحبت مىكرد و خبر نداشت . ديگر مردى در ماه رمضان به خواب ديد كه انگشترى در دست دارد و دهان مردان و فرج زنان را مهر مىكند ، از ابن سيرين پرسيد ، گفت : تو مؤذّنى و پيش از صبح بانگ مىدهى و مردمان را از طعام خوردن و مباشرت كردن بازمىدارى ، بار ديگر اين‌چنين مكن . ديگر مردى به خواب ديد كه همهء ستارگان از آسمان فروريخت ؛ موى سر و ريش او فروريخت و به علّت داء الثّعلب گرفتار شد .